۱۳۹۳ شهریور ۱۲, چهارشنبه

Nel bilancio di tutto io tutto lo rifarei

فکر نمی‌کردم به این زودی حسرت دوره‌ایی از زندگی‌ام را بخورم.فقط دوست دارم برگردم به پارسال این موقع. دوست دارم یک‌بار دیگر سپتامبر و اکتبر ۲۰۱۳ را زندگی کنم. بدون هیچ تغییری، با همان جزییات. دوست دارم برگردم به آفتاب پاییزی که در اتاقم در خوابگاه می‌افتاد، به سر کارم در دانشگاه. به تمام بادهای موافقی که برایم می‌وزید و من خوب دیدمشان و خوب زندگی‌یشان کردم. به تمام جلوی آیینه لباس‌ انتخاب کردن، به شیفت عوض کردن برای با او بودن. برای با شوق و اشتیاق برگشتن به خوابگاه برای تعریف کردن همه چیز برای آنتونلا. برای اول اکتبری که حتی نوبتش نبود و سر زده آمد سر کار و گفت صبر کن برسانمت.
اصلن می‌خواهم هزار بار دیگر آن دو ماه را همان‌طور که زندگی کردم زندگی کنم، نه هزار بار کم است . می‌خواهم تا ابد در یک چرخه بی‌نهایت بمانم در آن دو ماه زندگی‌ام.


+ بگذارید آهنگ بدَرَدتان.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Want to say hello? Drop me a line here :-)