اسمش را نمیدانم چه بگذارم ، احساس گناه از حق داشتن؟ من از اینکه حقم را گرفتهام احساس گناه میکنم. از جایی به بعد که آدم قبلیاش رید به رابطهیمان و ما را راحت نود پله به عقب برد گفتم یا به او میگویی یا تمام است. تهدید کردم،جیغ زدم و چه جیغهایی. چه توقعی دارید؟ به روز دفاعش دعوت نشده بودم و با این حال بخشیده بودمش، فکر میکردم واقعن تمامش میکند. دلیل آورده بود که بعدن میگویم و فلان و بیسار.
دیروز گفت به او گفته است. دلم برای آن دختر میسوزد. من خودم جای آن دختر ایستادهام. میدانم شنیدنش آنقدرخون به جگرت میکند که تمامی ندارد و آنقدر به خودم حق ندادم که حالا از گرفتن حقم حتی بدون دخالت داشتن در کاری احساس گناه میکنم. این چرخه معیوب انگار تمامی ندارد و آرامش به ما باز نمیگردد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
Want to say hello? Drop me a line here :-)