دستهای سیمانی
۱۳۹۳ شهریور ۵, چهارشنبه
میخواهم آفتاب آخر تابستان بتابد روی تختم. من سر بر نازبالشت شعر بخوانم و روحم را آرام کنم. خیالبافی کنم. مطمئنم باز هم یک روز،کسی در زندگیام خواهد بود،زندگی پیش رویم نه تیره است نه غمانگیز.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
Want to say hello? Drop me a line here :-)
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
Want to say hello? Drop me a line here :-)