امروز دلتنگ از خواب بیدار شدم. دلتنگ و. نمیدانم چرا باید دلتنگ این آدم باشم .اگر الان اینجا بود من حرفی برای گفتن نداشتم، هیچ راهی برای سرگرم کردنش، احتمالن تمام آنچه بینمان اتفاق میافتاد سکوت بود. کم حرفی .سکوت عکس العمل غیر ارادی فیزیکی من است به کسانی که آزارم دادهاند ، به کسانی که برایشان آزار کشیدهام. من حتی آزار را ساعتها و روزها منتظر خبر و زنگ و تکست کسی ماندن هم میدانم .
دلتنگ و. از خواب بیدار شدهام و این اصلن نشانه خوبی نیست . از علایم بازگشت به رم است؟ احتمالن.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
Want to say hello? Drop me a line here :-)