۱۳۹۲ آبان ۹, پنجشنبه

polka dots and hearts

یک ماهی است آسوده خاطر زندگی می‌کنم. مشکلات هنوز سرجای خودشان هستند و من دیگر کوچکترین تکانی به خودم برای حلشان نمی‌دهم. در عوض همین‌طور که دفتر و کتابم جلویم باز است و هراز گاهی درس می‌خوانم ، لباس خال خالی یا قلب قلبی گوگل می‌کنم، طرح لباس‌هایم را که چی را با چی بپوشم می‌کشم. از مسئولیت فرار می‌کنم و این چیزی است که من را از خودم می‌ترساند. گهگاه یاد اجاره اتاق، شهریه دانشگاه و سختی روزهای گذشته که می‌افتم خوف می‌کنم. می‌دانم سخت‌تر از آن روزها در راهند، می‌خواهم با بی اعتنایی کردن از تلخی ِ امکان ِ نزدیک ِ اتفاقشان بکاهم. در راهند، هم من می‌دانم ، هم دخترک بیست ساله درونم که لباس خال خالی و قلب دار می‌خواهد این روزها. 



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Want to say hello? Drop me a line here :-)